من باید از گاو نری تشکر کنم که اگر بهخاطر او نبود، هرگز تغییری که در اوان کودکی در زندگیام بهوجود آمد میسر نمیشد که اگر او نبود، این کتاب هیچگاه نوشته نمیشد. بعدازظهر روزی در دهلینو را بارانهای موسمیاش تصور کنید. دالایی لاما پس از یک سفر آموزشی به ایالات متحده، از فرودگاه ایندیرا گاندی به خانه بازمیگشتند. زمانی که اتومبیل ایشان از حومه شهر عبور میکرد، یک گاو نر وارد بزرگراه شد و راه را بست. همه ماشینها در ترافیک گیر کرده بودند، حضرت دالایی لاما با آرامش خاصی از پنجره بیرون را نگاه میکردند و منتظر بودند تا راه باز شود. ناگهان توجهشان به یک موضوع ناراحتکننده در کنار جاده جلب شد. ....